سوشا مکانی: آرزو می کنم پرسپولیس دربی را ببیازد!

سوشا مکانی گفت: اگر می‌خواستم پیراهن استقلال را بپوشم، قبل از رشید مظاهری به این تیم می‌ رفتم چون شرایط من طوری بود که می‌توانستم خیلی راحت برای استقلال بازی کنم.

سوشا مکانی دروازه بان میوندالن درباره لیست ملی تیم ملی ایران و استقلالی بودنش صحبت های جنجالی کرد.

در این هفته‌های اخیر خبرساز شده‌ای و با حمایت از استقلال حواشی بسیاری هم برای تو به وجود آمده. خودت توضیح بده ماجرای هواداری از استقلال، آن‌ هم با توجه به حضور دوساله‌ات در پرسپولیس چیست؟

این اتفاقاتی که از آن صحبت می‌کنید در دنیای واقعی رخ داد اما در فضای مجازی بولد شد. من نمی‌گویم اهل فضای مجازی نیستم اما فقط یک صفحه در اینستاگرام دارم. نه در فیسبوک و کلاب هاوس عضو هستم و نه توئیتر و مسنجر. علاقه دوران کودکی‌ام را بدون هر گونه فشار، جاه‌طلبی و منفعت‌طلبی ابراز کردم و به صراحت حرفم را زدم تا هواداران استقلال بدانند من هم طرفدار این تیم هستم. نه به خاطر اینکه امتیازی بگیرم و نه به دلیل گمانه‌ زنی‌هایی که در رابطه با حضورم در استقلال مطرح شد.

اگر اینطور نبود، پس چرا به یکباره این علاقه را برملا کردی؟

اگر می‌خواستم پیراهن استقلال را بپوشم، قبل از رشید مظاهری به این تیم می‌رفتم چون شرایط من طوری بود که می‌توانستم خیلی راحت بیایم و برای استقلال بازی کنم. آن زمان در کوران مسابقات بودم و این پیشنهاد را از استقلال دریافت کردم اما اینها ارتباطی به ماجرای هواداری من ندارد. وقتی دیدم استقلال تنها است و نیاز به حمایت چهار نفر مثل من دارد، این کار را انجام دادم. ضمن اینکه با چند بازیکن استقلال رفاقت نزدیک دارم و احساس کردم این حمایت من شاید بتواند به آنها روحیه بدهد. من با وریا غفوری سال‌ ها هم‌ اتاقی بودم و فرشید اسماعیلی و ارسلان مطهری هم دوستان نزدیکم هستند. باز هم تأکید می‌کنم دیدم استقلال تنها بود و تشخیص دادم شاید در آن شرایط بتوانم کمی حمایت کنم. خدا را شکر استقلال هم توانست از گروه خود صعود کند.

اما بپذیر که برداشت‌های متفاوتی از این حمایت شد.

اینکه برداشت‌های مختلفی از این مسأله شد، کوچکترین اهمیتی برای من ندارد. من در دنیای واقعی زندگی می‌کنم و خیلی به فضای مجازی توجه نمی‌کنم. افرادی هستند که در فضای مجازی، درباره ناسا، اقتصاد، سیاست و ورزش نظر می‌دهند ولی در هیچ‌کدام تبحری ندارند. همین‌ها هستند که به نظرات من جهت می‌دهند و گمانه‌زنی می‌کنند. 20 سال است در این فوتبال هستم و همه مرا می‌شناسند.

هر جا بودم از جان مایه گذاشتم، چه پرسپولیس، چه نفت مسجدسلیمان و چه پاس همدان، فولاد، فجرسپاسی و میوندالن. اینها هیچ فرقی برای من نداشتند چون طبق تعهدی که داده بودم، سعی داشتم بهترین عملکرد را ارائه بدهم و این را به جرأت می‌گویم که تمام تلاشم را برای موفقیت تیم‌هایم انجام دادم. الان هم اگر می‌گویم طرفدار استقلال هستم، دوست ندارم این برداشت شود که دنبال هدفی هستم. علاقه‌ای هم ندارم کوچکترین حاشیه‌ای برای رشید مظاهری و حسین حسینی به وجود بیاید. اینها دوستان من هستند و خودشان هم می‌دانند اگر حرفی می‌زنم و حمایت می‌کنم قصد و غرضی ندارم. اگر هم تمایلی برای حضور در استقلال- در آینده- داشته باشم این مسأله را از طریق دیگری دنبال خواهم کرد. مطمئن باشید هیچ‌ وقت غیرمستقیم و با ابراز هواداری از استقلال وارد این تیم نمی‌شوم. نه نیازی دارم کسی برای من به به و چه چه کند و نه می‌خواهم خودم را نشان بدهم.

سوشا

در مقطع فعلی گمانه‌زنی‌هایی درباره حضور تو در استقلال به وجود آمده که با توجه به قراردادت با میوندالن به هیچ وجه منطقی نیست.

دقیقاً همینطور است. من با میوندالن سه فصل دیگر قرارداد دارم و این هفته هم فصل جدید لیگ نروژ آغاز می‌شود. خیلی آماده هستم و کار خودم را انجام می‌دهم. بعدها هم اگر احساس کنم استقلال نیاز به حمایت دارد، قطعاً دریغ نخواهم کرد. تلاشم را به عنوان یک هوادار، برای موفقیت استقلال انجام می‌دهم.

پیشنهادی که از استقلال دریافت کردی، در دوران حضور محمود فکری روی نیمکت این تیم بود؟

نه، متعلق به زمان مربیگری آقای مجیدی در مقطع قبلی بود. من از پرسپولیس هم پیشنهاد داشتم، آن‌هم وقتی قرار بود علیرضا بیرانوند از این تیم جدا شود. واقعیتش نیازی به بازارگرمی ندارم، چون نمی‌خواهم از میوندالن جدا شوم. خودتان قضاوت کنید. آدم عاقل، وقتی نمی‌خواهد و نمی‌تواند از تیمش جدا شود، چرا باید بازارگرمی کند؟ ابتدای فصل چند پیشنهاد داشتم و همین نیم‌فصل لیگ ایران هم چند باشگاه برای جذب من پیغام فرستادند اما نیازی نمی‌بینم اسامی باشگاه‌ها را اعلام کنم.

اصلاً مگر جوان 17 ساله هستم که با این پیشنهادها خوشحال شوم؟ من از همین حالا سه سال دیگر با میوندالن قرارداد دارم و باشگاه هم مهره مطمئن خود را هرگز از دست نخواهد داد. از تیم‌های خوب نروژ هم سه چهار پیشنهاد داشتم اما باشگاه با جدایی‌ام مخالفت کرد. اصلاً شما بگو همین الان استقلال 100 میلیارد پیشنهاد می‌دهد، وقتی شرایط جدایی ندارم چرا باید بازارگرمی کنم؟ در این شرایط مطالبی هم می‌خوانم که واقعاً خنده‌ام می‌گیرد.

چه مطالبی؟

نوشته‌اند سوشا با یکی از اعضای هیأت ‌مدیره استقلال رفاقت دارد و به همین دلیل حمایت می‌کند تا پیراهن این تیم را بپوشد. این چه حرف‌هایی است دیگر. من با سرمربی استقلال و خیلی از بازیکنان این تیم رفاقت دارم و این حرف‌ها در فوتبال حرفه‌ای معنایی ندارد. همین‌ها نوشته‌اند به خاطر همین رفاقت، ممکن است سوشا به استقلال بیاید و جانشین حسین حسینی شود. می‌خواهم این را به آنهایی که مرا نمی‌شناسند بگویم. الان که بحثی نیست اما من، چه داخل و چه خارج از ایران، اگر بخواهم جایی بروم مطمئن باشید جای خودم می‌روم. ضمن اینکه برای بار چندم می‌گویم که شرایط جدایی ندارم.

این روزها به گذشته برگشته‌ام و فقط هوادار استقلال هستم. هوادار در شرایط حساس برای تیمش چه می‌کند؟ من هم همانطور. بعد از اینکه استقلال به الدحیل باخت، عده‌ای شروع به تخریب کردند. حتی گروهی از هواداران استقلال اما حمایت انجام شد و نگاه‌ها به سمتی رفت که بازیکنان روحیه خود را حفظ کردند و در نهایت هم استقلال از گروه سخت خود صعود کرد. این تنها کاری است که از دستم برمی‌آید. بابت این حرف‌ها باید خجالت بکشم؟ باور کنید بین هواداران تیم پرسپولیس یا نفت مسجدسلیمان برای من هرگز تفاوتی وجود نداشت. شاید به هواداران پرسپولیس بربخورد اما برای من واقعاً همینطور بوده است چون وقتی بازی کردم، تمام وجودم را گذاشتم. چه خوب و چه بد، چه مثبت و چه منفی اما این را بدانید که از ابتدا استقلالی بودم و این را دوستان نزدیک و خانواده‌ام می‌دانند. در استادیوم تختی انزلی در جایگاه استقلالی‌ ها می‌نشستم و ترسی هم ندارم این موضوع را بگویم. از استقلالی بودنم هم قصد و غرضی ندارم.

پس چرا چند سال قبل پرسپولیس را برای بازی انتخاب کردی؟

کمی مفصل است اما برای‌تان توضیح می‌دهم. من برای نیم‌فصل به فولاد رفتم و همراه این تیم به عنوان قهرمانی لیگ رسیدیم. آقای فرکی مربی ما بود و بعد از قهرمانی از فولاد جدا شد و به سپاهان رفت. من هم چون با نظر ایشان به فولاد رفتم، ترجیح دادم جدا شوم و پیراهن تیم دیگری را بپوشم. از باشگاه استقلال با من تماس گرفتند. من هم به دفتر آقای نظری جویباری رفتم. فقط دارم عین واقعیت را می‌گویم و دوست دارم اگر خواستید از افرادی که در جلسه حضور داشتند سؤال کنید. نه بالا می‌گویم و نه پایین. در دفتر آقای نظری جویباری، مدیر روابط عمومی سابق استقلال و مدیر برنامه‌های من هم حضور داشتند.

عین جملات آقای نظری را می‌گویم. ایشان گفتند آقای قلعه‌نویی روی شما نظر مثبت دارند و علاقه‌مند است به عنوان دروازه‌بان اصلی پیراهن استقلال را بپوشید. برای من کمی جای سؤال بود استقلال که مهدی رحمتی را دارد، چرا می‌خواهد مرا جذب کند؟ مگر رحمتی نمی‌ماند؟ از نظری جویباری پرسیدم مگر آقای رحمتی نمی‌ماند؟ گفتند از کربلا که برگردد، جلسه‌ای با او داریم اما آقای قلعه‌نویی برای امسال نظرشان روی شما است. نه مشکل مالی داشتیم و نه چیز دیگر. قرارداد دوساله من آماده بود که امضا کنم اما از استقلال وقت خواستم تا کمی بیشتر فکر کنم. از دفتر نظری که بیرون آمدم، همینطور فکر می‌کردم نکند مهدی رحمتی بیاید و قرارداد امضا کند. آن وقت روز اول تمرین او را ببینم و شرمنده شوم چون درست نبود.

من رفاقتی با ایشان داشتم و نمی‌خواستم دلخوری پیش بیاید. اینطور برداشت می‌شد که من از نبود او سوءاستفاده کرده و با استقلال قرارداد بسته‌ام. همان اتفاقی که برای من در پرسپولیس رخ داد. همینطور که فکر می‌کردم، بهمن دهقان با من تماس گرفت و گفت کجایی؟ گفت شنیدم به باشگاه استقلال رفته‌ای. مگر با فولاد قرارداد نداری؟ گفتم نه، چطور؟ گفت ایجنت‌ها تماس گرفته و به من می‌گویند تو با فولاد قرارداد داری و نمی‌توانی به پرسپولیس بیایی! گفت اگر قرارداد نداری، همین حالا بیا دفتر علی آقای دایی. گفتم خدایا، چکار کنم؟ در دوراهی عقل و دل قرار داشتم. آقای دایی به من گفت گارانتی می‌دهم که فیکس باشی چون نیلسون اواخر فصل گل‌های بدی خورده و به تو قول می‌دهم دروازه‌بان اصلی هستی.

همین الان برو باشگاه و با آقای رحیمی توافق کنید و قرارداد را بنویسید. شرایط استقلال مشخص نبود و من هم به پرسپولیس رفتم. نمی‌گویم پشیمان هستم اما دوست نداشتم پشت سر رفیق و برادر خودم کاری را انجام بدهم. اگر رحمتی نبود، مطمئناً همانجا با استقلال قراردادم را امضا می‌کردم. برانکو و پانادیچ بارها اعلام کردند که سوشا دروازه‌بان اول ما است اما پشت پرده و از طرف وزارت ورزش و حسین هدایتی رفتند و با افراد دیگر مذاکره کردند.

رأی برانکو را نه به لحاظ فنی، بلکه حاشیه‌ای زدند. هر چه باشد او مربی خارجی است و گاهی دستش بسته می‌شود. یک گروهی را بسیج کردند تا مرا فراری دهند. اگر پای رحمتی وسط نبود، شاید سرنوشت مرا به تیم محبوبم استقلال می‌فرستاد و الان چند سال بود پیراهن آبی را بر تن می‌کردم. گاهی اوقات در زندگی اتفاقاتی رخ می‌دهد که مسیرت را تغییر می‌دهد و شما هم باید مطیع قسمت و سرنوشت باشید. این را بدانید که هر بازیکنی با هر تیمی که قرارداد می‌بندد، عاشق و دلباخته آن تیم نیست. هوادار با بازیکن فرق می‌کند. هوادار آرزوی موفقیت می‌کند اما بازیکن موفقیت را در زمین رقم می‌زند.

از دوران حضورت در پرسپولیس راضی هستی؟

ببینید پایه موفقیت پرسپولیس را ما و تیم برانکو گذاشتیم. استارت موفقیت تیم فعلی آنجا خورد و سال اولی که نایب‌ قهرمان شدیم، فوتبالی ارائه دادیم که با احترام به تیم فعلی، اینها یک دهم آن را به نمایش نمی‌گذارند. تیم فعلی، تیم خوبی است اما نگاه کنید در تعطیلات فقط سه تا فوروارد جذب کرده و تمام بازیکنان خوب را در اختیار دارد. مطمئناً باید تیم موفقی باشند اما نمایش آن زمان ما فراتر از آسیا بود. گاهی اوقات وقتی می‌نشینم و فیلم بازی‌های آن زمان را می‌بینم، واقعاً لذت می‌برم. خوشحالم جزئی از تیمی بودم که فوتبال زیبایی را به نمایش می‌گذاشت.

دربی را چطور پیش‌بینی می‌کنی؟ برای پرسپولیسی‌ها کری نمی‌خوانی؟

کری نمی‌خوانم اما دوست دارم استقلال موفق شود. نمی‌خواهم طوری صحبت کنم که به هواداران یک تیم بربخورد و بگویند نان و نمک ما را خورده و حالا این حرف‌ها را می‌زند. هر چند فوتبال حرفه‌ای این چیزها را نمی‌شناسد و هر بازیکنی براساس زحمتی که می‌کشد قرارداد می‌بندد. هوادار پرسپولیس اگر منطقی باشد می‌داند بی‌احترامی نکرده‌ و فقط دوست دارم تیم مردمی استقلال برنده این دربی باشد.

 

آنچه دیگران میخوانند:

ارسال نظر

 

روی خط رسانه